تبليغاتX
شـبـهـای روشـن -

شـبـهـای روشـن

سرمایه های هر دلی حرف هایی ست که برای نــگفتن دارد...

کاش اين خانه ما سقف نداشت
مي نشستم با تو
زير بي سقفي آن
و نوازش مي داد تن ما را هر دم
عطر خيس باران


کاش اين خانه ما بي در بود
و تو چون مي کردي
قصد ديدار مرا
چنگ دل در دستم
به تپش مي افتاد
نغمه اش ديگر بود


کاش مي شد امشب
بنشانم شاخي
شاخه اي از گل ياس در تن باغ دلم
مي دهم آبش از چشمه ي چشمانم
تا برويد از آن
گل حسرت بر تن


کاش مي شد امشب
همه ي فاصله ها
به خيال قلمم طي مي شد


کاش مي شد گرد هر دلي پرچين زد
تا خيالي ناکس
به دم روزن آن جز به حسرت نرود!!

نوشته شده در سه شنبه 27 دی1384ساعت 2:31 توسط بهنام | |


 این صفحه را به اشتراک بگذارید