شـبـهـای روشـن
سرمایه های هر دلی حرف هایی ست که برای نــگفتن دارد...
11 ام تیر ساعت 11 ، ساعتم را برای همیشه از کار انداختم! و لحظه ای بعد جهان از حرکت ایستاد. و تمام ساعتهای دنیا با شتابی دلهره آور از من و ساعتم دور می شدند. از این پس تنها زمانی که ساعت من درست نشان میدهد ساعت 11 یازدهمین روز تابستان است! پی نوشت : یازده هم عدد قشنگیه...مثل دوتا آدم کنار همه! پی نوشت 2 : چه نجابتی داره یه ساعت خوابیده! شاید دور از آوارگی زمان خواب فرشته ای را می بیند!
نوشته شده در چهارشنبه 5 مرداد1390ساعت
0:32 توسط بهنام | |


