تبليغاتX
شـبـهـای روشـن - تیر خلاص!

شـبـهـای روشـن

سرمایه های هر دلی حرف هایی ست که برای نــگفتن دارد...

 

خواب ها بوي زنگار گرفته اند و آينه ها ورم کرده اند...

   من از قهقهه هاي شوم بي فردايي

از ناليدنهاي عاجزانه ي بي عصمت

        از ديوار ، از پنجره هاي پرده کشيده

از اين زيستن متنفرم

  من از حسرت نخواهم مرد

از نفرت

              ولي ،

                          شايد...

 

پی نوشت :

شايد بتوانيم سرگيجه را مستي فقرا بخوانيم...

نوشته شده در پنجشنبه 17 اردیبهشت1388ساعت 4:36 توسط بهنام | |


 این صفحه را به اشتراک بگذارید