شـبـهـای روشـن
سرمایه های هر دلی حرف هایی ست که برای نــگفتن دارد...
بچه که بودم بند کفشهایم را نمی بستم تا زمین بخورم و تو باز بازویم را بگیری و خون پیشانی ام را پاک کنی
.
.
.
خون،
بند،
نیامدی... نوشته شده در یکشنبه 29 دی1387ساعت
16:2 توسط بهنام | |


