شـبـهـای روشـن
سرمایه های هر دلی حرف هایی ست که برای نــگفتن دارد...
آن شب دستم را گرفته بود و مي کشيد زين بعد همه عمرم را بيراهه خواهم رفت! پی نوشت ۱ :آدما گیج میشن وقتی حسابای سرانگشتیشون اشتباه از آب در میاد! پی نوشت ۲ : ۱۹۷<۲۱ (به خدا) امروز را هم گذراندیم کسی بر سر گذر به انتظار صدای قدمهایت است... پی نوشت : شما آقا ! گفتم برگه ها بالا... پی نوشت 2 : 217
بيراهه رفته بودم
نوشته شده در جمعه 23 آذر1386ساعت
15:21 توسط بهنام | |

نوشته شده در یکشنبه 4 آذر1386ساعت
2:0 توسط بهنام | |

