شـبـهـای روشـن
سرمایه های هر دلی حرف هایی ست که برای نــگفتن دارد...
دفعه بعد هر جا افتادم ، همون جا دفنم کن ديگه حوصله ي بلند شدن ندارم ... If I could write the beauty of your eyes william Shakespeare اگر مي توانستم زيبايي چشمان ترا بنويسم و در وزنهاي نو تمام خوبيهاي ترا بشمارم عصري که خواهد آمد خواهند گفت : اين شاعر دروغ مي گويد! به خودم اعتماد کردم ولي خودم هيچ غلطي نکرد نخواست...شايدم نتونست... آقا ، براي دلتنگي هاي شبانه تو اي هم غم هميشه من خواب ديدم ! براي چشم هاي تو من هر دم، به سجده مي افتم . از پنجره حقير اتاقم سرک مي کشد و رويا شيرين تو را ناگاه خاموش مي کند ! برای فرزاد میشینم لب پنجره و فکر میکنم که پاییز ، اوّل اونور پنجره مییاد یا اینور پنجره؛ بیا امشب هم بعد از خواب، یه دل سیر بمیریم. میکنه... پاییز در راه است فکری باید کرد برگرفته از وبلاگ عشق و مبارزه

And in fresh numbers , number all your graces
The age to come would say ' This poet lies 


هي آقا ،
آورده ام شناسنامه ام را
به صفحه ي آخرش
يكي دو برگه اضافه كنيد .
در اين روزهايي كه اين همه ميميريم
احتياط
شرط واجب عقل است !
![]()
محبت صدايت هنوز 

اگه لازم باشه، خدا خودش فردا صبح قبل از بیدار شدن ، زندهمون 

